منهم جایی می خواهم برای داد زدن.جایی برای نفس کشیدن. می خواهی بال های مرا بشکنی. باور کن نمی توانی . نمیدانی که من عاشقم. عاشق نیرویی باور نکردنی دارد.پروازم نا آرام در آسمانی می گردد که آزادی را فریاد می زند . خوب که اطراف ما پر است از کودتا چی و سانسور چی - انحصار طلب و ما باید با هوشیاری اما با درکی انسانی حرکت کنیم ولی من از همان اول یاد گرفته ام که با مردمم رو راست باشم. می دانید فکر می کنم برای اینکه حرفهای یکدیکر را بفهمیم اول باید یاد بگیریم که با هم صادقانه حرف بزنیم. خوب اگر حرفهای خوبی زده شد می آید توی وب لاگ من و این وب لاگ مال همه است. اینو بهش می گن. فریاد های شکسته ( جون نمی توانیم آزادنه حرف بزنیم یا فریاد بکشیم). باور دارم تا آزادی هم چند قدمی نمانده پس پاشو قلمتو بر دار و بنویس. ...... منتظرتم . راستی استفاده از مطالب این وبلاگ با قید نام نویسنده یا وب لاگ آزاد است. بابک طناز